الفيض الكاشاني

60

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

را خداوند در اواخر عمر به او ارزانى داشته است ، چنان كه آن را در كتاب خود به نام سرّ العالمين اظهار كرده ، و ابن جوزى حنبلى اين امر را گواهى داده است « 1 » به همين سبب يكى از اركان مهمّ ايمان را فرو گذاشته و آن را در اين كتاب ذكر نكرده است ، اين ركن مهمّ عبارت از شناخت امامان معصوم ( ع ) است كه پيامبر خدا ( ص ) تمسّك به آنها و قرآن را سفارش فرموده است ، درود خداوند بر همهء آنان باد . و نيز بسيارى از مطالب آن بويژه آنچه در بخش عبادات آمده مبتنى بر اصول نادرست عامّه ، و از بدعتها و ساخته‌هاى فاسد فرقه‌گرايان و هواپرستان است . همچنين بيشتر اخبارى كه در آن كتاب نقل شده به كسانى اسناد داده شده است كه به دروغگويى و افترا بر خدا و پيامبرش مشهورند ، و هيچ اعتمادى به گفته‌هاى آنها نيست ، و آنچه از سخنان آنها با عقل و دين مطابق است در احاديثى كه از اهل عصمت و طهارت و خاندان وحى و رسالت كه درود خداوند بر آنان باد روايت شده با بيانى بهتر و سندى محكمتر موجود است . و نيز در آن افسانه‌هاى عجيب و داستانهاى شگفت‌انگيزى از صوفيان نقل شده است كه بيشتر خردمندان نمىتوانند آنها را بپذيرند ، چه از محدودهء عقل بدورند ، و سود و فايدهء چندانى بر نقل آنها مترتّب نيست . اين امور و مسائل ديگرى از اين گونه ، باعث اشمئزاز و تنفّر حقّ طلبان طايفهء ناجيهء اماميّه از آن كتاب شده ، و در نتيجه طبع اكثر آنها به مطالعهء آن اثر و استفاده از آن راغب نيست . از اين رو لازم ديدم آن كتاب را از آنچه مايهء عيب و زشتى آن است پاك كنم و تمام مطالب آن را بر اصولى محكم استوار سازم كه شكّ و ترديد در آن راه نداشته باشد ، و در برخى از بابهاى آن روايات مناسب هر باب را كه از اهل بيت ( ع ) و پيروان آنان نقل شده و از اسرار و حكمى است كه به آنها اختصاص دارد بر آن بيفزايم ، و بعضى از مباحث آن را با منظّم كردن مطالب و

--> ( 1 ) ظاهرا مقصودش سبط بن جوزى است چه او در كتاب تذكره ، ص 36 تصريح كرده كه كتاب سرّ العالمين نوشتهء غزّالى است .